تبلیغات
آرمانشـــــــــــــــــــــهر - پیشوای عادل
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : rastin
تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1391
نظرات






فرمودند: عاصم را حاضر کنید!

عاصم را احضار كردند و آوردند .

علی " علیه السلام " به او رو كرد و فرمود : " ای دشمن جان خود ، شیطان عقل تو را ربوده است ، چرا به زن و فرزند خویش‏ رحم نكردی ؟ آیا تو خیال می‏كنی كه خدایی كه نعمتهای پاكیزه دنیا را برای‏ تو حلال و روا ساخته ناراضی می‏شود ، از اینكه تو از آنها بهره ببری ؟ تو در نزد خدا كوچكتر از این هستی " .

عاصم : " یا امیرالمؤمنین ، تو خودت هم كه مثل من هستی ، تو هم كه به‏ خود سختی می‏دهی و در زندگی بر خود سخت می‏گیری ، تو هم كه جامه نرم‏ نمی‏پوشی و غذای لذیذ نمی‏خوری ، بنابراین من همان كار را می‏كنم كه تو می‏كنی ، و از همان راه می‏روم كه تو می‏روی".

فرمودند: " اشتباه می‏كنی ، من با تو فرق دارم ، من سمتی دارم كه تو نداری ، من در لباس پیشوایی و حكومتم ، وظیفه حاكم و پیشوا وظیفه دیگری است . خداوند بر پیشوایان عادل فرض كرده كه ضعیفترین طبقات ملت خود را مقیاس زندگی شخصی خود قرار دهند . و آن طوری زندگی كنند كه تهیدستترین مردم زندگی‏ می‏كنند . تا سختی فقر و تهیدستی به آن طبقه اثر نكند ، بنابراین من‏ وظیفه‏ای دارم و تو وظیفه‏ ای ".



جلد اول داستان وراستان صفحه58بااندکی تلخیص

مرتبط با: آفتاب مهر ,