تبلیغات
آرمانشـــــــــــــــــــــهر - علمداریک دست
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : rastin
تاریخ : پنجشنبه 11 مهر 1392
شادی روح شهداصلوات
بسم الله

اینهاکیستند؟!
به چهره ها خیره می شوم.حسین نیستند،اماقیافه هاشان میگویدکه رابطه ای عمیق بااوداشتند.
جعبه شکسته ای کنارخیابان افتاده که شبیه تابوت است؛تابوتی که ازچندقسمت شکاف برداشته...
.
.
.
چشم هاکه به تابوت می افتد،هق هق گریه هااوج میگرفت وسینه زنی به راه می افتاد.همه دم گرفته بودند:

وای حسین کشته شد،وای حسین کشته شد!

معلوم نبودمنظورشان کدام حسین است؟!کنجکاوکه میشدی،می دیدی هم برای امام حسین(علیه السلام)است وهم برای حسین خودشان.

گردان یونس* که وارد شهرک شد،زبانهابندآمد.به طرف تابوت هجوم آوردند...تابوت شکست.حالاجسدمطهرحسین روی دستهابود.چشمهاکه به جنازه افتاد،فریادیاحسین برخاست.حسین رابه طرف اتومبیل بردندواین تابوت شکسته برزمین ماند...


* نام یکی ازگردان های غواصی دردفاع مقدس.

پ.ن: گوشه ای ازمتن کتاب "عقیق"مستندداستانی شهیدحسین خرازی.

نویسنده کتاب - نصرت الله محمودزاده -


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
یک خانم یکشنبه 14 مهر 1392 09:53 ق.ظ
خیلی زیبا بود.باید بخرمش و بخونم.
rastin پاسخ داد:
سلام تشکرازقدم رنجه شما
کتابخونه هم میتونیدامانت بگیرید
فاطمه شنبه 13 مهر 1392 05:45 ب.ظ
مدتی هست از دغدغه هایم شده این شهید خرازی ...
rastin پاسخ داد:
.I do too
شیدا جمعه 12 مهر 1392 07:19 ق.ظ
سلام خواهرم
وب خوب وزیبایی دارین
موفق باشی عزیزم
یا علی/ التماس دعا
rastin پاسخ داد:
سلام

احتمالا بایدشیدای بیداری باشید؟
خوش آمدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.