تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : rastin
تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392
نظرات
صیـــاداعتقادات دینی خیلی قوی ای داشت.درعملیات هاپای نقشه هاآیه قرآن می نوشت؛خیلی قشنگ درست مناسب باآن عملیات.



برای کوچک ترین کارهایش برنامه ریزی داشت.مثلاازساعت9:45تا11:22مطالعه میکرد؛به همین دقیقی و همیشه.
فقط بعضی روزهااین طورکارنمی کرد.روزهای شهادت ائمه وایام عزاداری این قدربرای کارهای خودش دقیق وقت نمی گذاشت.
می رفت توی اتاق ودرباره ی کسی که روزشهادتش بودمطالعه میکرد.
میگفت:"این روزروتعطیل کردندکه باائمه بشترآشنابشیم".
اصلاروزهای شهادت،بـابـایک طوردیگری میشد،مخصوصامحرم هاساکت وکم حرف میشدوناراحتی ازصورتش می بارید.
برعکس روزهای عیدوولادت ائمه قشنگ پیدابودکه خوش حال است.وبه ماهم خوشحالیش رومنتقل میکرد.

.
.
.
نمازی که اومیخواند،من راازحسرت لبریزمیکرد.آرزومیکردم بتوانم دورکعت مثل اونمازبخوانم.موقع نمازخجالت میکشیدم به کاردیگری غیرنمازفکرکنم.



حتاحالاهم که نیست،اذان که میگویند،صدای الله اکبرش توی گوشم است...




کتاب خدامیخواست زنده بمانی.

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات